تبلیغات
قلـــــــــــــــــــــــــــــب شیـــــــــــــــــــــــــــــشه ای

قلـــــــــــــــــــــــــــــب شیـــــــــــــــــــــــــــــشه ای
به سراغ من اگر می آیید...نرم و آهسته بیایید...مبادا كه ترك بردارد...شیشه ی نازك تنهائی من 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره سایت من چیه؟






لینک دوستان
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه

سلام بچه ها

دیگه این وبلاگ بروز رسانی نمیشه

اگه كسی میتونه كمك كنه یا بتونه مدیریتش و قبول كن بهم بگه

برای اینكه من دیگه نمیتونم بیام

اگرم كسی میخواد بخردش بهم بگه كه بهش بفروشم

پولشم میدم به یه نیازمند

منتظرما...

برام دعا كنید




[ 1391/04/30 ] [ 06:40 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

غریبه

دستش را بگیر
با عشق نوازشش کن
دعوتش کن به یک رقص
بگذار با قدم‌هایی‌ که به سویِ تو می‌‌آید
از خودش دور شود
شاید نمی‌‌دانی‌
آغوش یک مرد
گاهی‌
دنیایِ زنی‌ را خراب می‌‌کند
و گاهی‌ آباد
دستش را بگیر
نوازشش کن
دعوتش کن به یک رقص
حواست باشد
دنیای یک زن هیچ وقت خبرت نمی‌‌کند
به مردی که زبانِ سکوت زن را بفهمد
باید گفت خدا قوت....

 

سهم من از زندگی بی سهمی بود
پوسیده امدن و پوسیده رفتن بود
نه اغازی بود و نه پایانی
سهم من آوارگی بود
سهم من از عشق
دوباره تنهایی بود
بی دلیل آمدن و بی دلیل رفتن بود
سهم من از بودن
رفتن بود
تنها امدن و تنها ماندن بود
سهم من از آزادی
سكوت بود
دیدن و لب بر هم دوختن بود
هرچه بود...
بود...
من بودم و هیچكس نبود..
نبودددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

 

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
بخدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم، تا كه در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لكه عشق
زینهمه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو، ای جلوه امید محال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نكند یاد وصال
ناله می لرزد، می رقصد اشك
آه، بگذار كه بگریزم من
از تو، ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به كه بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم، صد افسوس
كه لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم، خنده بلب، خونین دل
می روم، از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل.....




طبقه بندی: متون زیبا، شعر، رومانتیک،
[ 1391/04/27 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

از یه جایی به بعد عادت می کنی دیگه منتظر زنگ یا اس ام اس کسی نباشی!... •

از یه جایی به بعد صدای زنگ گوشیت رو هم فراموش می کنی!.. •

از یه جایی به بعد تویی که گوشیت از رگ گردن هم بهت نزدیکتر بود تا یه وقت

اس ام اس اون بی جواب نمونه یا جوابش دیر نشه

از یه جایی به بعد می بینی که هی گوشیت رو تو جاهای مختلف

فراموش می کنی!... •

از یه جایی به بعد خوشبختی یعنی یک اس ام اس از اون ... • 

از یه جایی به بعد شنیدن صداش میشه آرزوت!.. • 

از یه جایی به بعد می فهمی که مدت هاست به فنا رفته ای




طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر،
[ 1391/04/17 ] [ 18:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

كهنه فروش تو كوچمون داد میزد:

چراغ كهنه میخریم.

وسایل شكسته میخریم.

بی اختیار داد زدم: قلب شكسته هم میخری؟

گفت: اگه ارزش داشت نمیشكستش.




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/04/17 ] [ 17:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

قوی ترین زن جهان هم که باشی...
وقت هایی هست ...
که دستی باید لمس ات کند...
تنی ...
تنت را داغ کند...
و لبی...
طعم لبت را بچشد ...
مستقل ترین زن جهان هم که باشی...
وقت هایی هست...
که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد...
که آرام رانندگی کنی ...
و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی...
مسافرترین زن دنیا هم ...
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش...
" زود برگرد "...
طاقت دوری ات را ندارم...




طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر،
[ 1391/04/10 ] [ 17:30 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

شکستم


نه آن زمان که رفتی ..


همان وقت که گفتی می روی ..
 




هیچـــ كســ

ویرانی ام را حســـ نكرد

روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟

کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی . . .

مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !

نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی

از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار

.

.

.

و امــــــــروز

بی ســــــر و صـــــــــدا پیدایـــــت شد

تـــــا بــــه رخ نکشـــــــــی اشتباهاتـــــــــــــم را

ایـــــن بـــــار کفــــش هایـــــت را می دزدم

مبــــــــــادا فکـــــر ِ رفتــــــــــن به ســـــرت بزنــــــــد



گمـــــــــان می کـــــردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم

دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد

1 روز

1
ماه

1
سال

از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . .

چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ

وقــــتی دلت با دیگریســــــــت ...




مـَــن ..

طَعـــم شیرین یافتن را

در طَعم تلــخ از دَستــــ ـــ ـ دادن یافتــَـم

و در این میان

سَهم من تنهـــــا یک یادَتـــ ـــ ـ به خیر

ساده بود ..






شبــهایم پــُــر شــده از خواب هایی کـ در بیــداری انتظارش را دارم

می دانــی بیا بنشین اینجــا تا برایت کمــی دَردُ دل کنم ...

از تو چــه پنهان ، شبهــا در خواب ، رخت ِ عروســی را به تن دارم

کـ دامادش تــویـــی

خوشحال کننــده است نــه ؟

اما همیشــه رخت ِ عروســی ، خبــر از مــرگ بوده !!!

نکنـــد نیاییُ من اینجــا از غصه دلتنگــی ِ نیامدنت

بمیـــرم ؟!!!

تو تعبیـــر ِ خواب بلــدی دلکــــم ؟

بیــا تعبیـــر کن کـ تا تو فاصلــه ایی نمــانده

بیــا و دلخــوشیم را برایم به باور تبدیل کن

فقط بیـــا

بودنتـــ را می خواهم ... "




در آغوشـم کـ ِ مۓ گیــرۓ

آنقــَــَدر آرام مۓ شوم

کـ ِ فـَـراموش مۓ کنم

بـایـ ـد نفس بکشم




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/04/8 ] [ 06:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت

سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم

امشب دوباره تو را گم کرده ام

میان آشفته بازار افکار مبهمم

توی کوچه های بی عبور پاییزی

دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را

منتظر نشسته ام

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند


همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود . . .
 


گـاه گاهـی دل من می گیرد
 

بـیـشـتر وقـت غروب

آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست

من وضـو خواهم سـاخـت

از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی

و دلـت پر ز خوشی های دمادم باشد

چقدر دلم هوایت را می کند

حالا که دگر هوایم را نداری...!
 




نمیــــــدانمـــ

تعبیـــــر نگاهتـــــــ

خداحافظـــــ یستـــ ــ ـ

یا انتــــــظار ؟!


از خواب پریدم

چشام پر اشک بود

بلند شدم و یه راست رفتم سمت کمد

تنها یادگاری از تو

عطرت بود که روی پیرهنم جا مونده بود

سر کشیدم بوی نبودنت رو ...


از تـ ُ چـهـ پنهــانـ

گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ

کـ شـروع مۓ کنم

بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ

براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن

بـ بوۓ تنتــ ...


پیشانی اَت بُقعه ی هَمیشــه اَمن یاد ِ من استـ ...

می بوسَمش شایـــد از پُشت این ضَریـح حــاجت رَوا شومـــ !!!


+
چه روزنه امـ ـیدی ممکن است باشد ؟!

وقتی نداشته ها بیـ ـشتَر از داشته هاست



منو بفهم

وقتی جز رفتن

واسم راهی نمونده
 


من خوبم ...خسته نیستم ... فقط

گاهی دستم به این زندگی نمی رود !!




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/04/7 ] [ 06:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

روزای غم کجایی تو ... تو خوشیا کنارمی

پشت دستمو داغ میکنم ... تو دیگه عشق اخری

قلبمو ببین که پاره پاره است ... نتیجه ی عشق دوباره است

جدایی از توخیلی سخته ... برای تو خیلی سادست

حیف از این اشکای پاکم ... که ابرومو میبره

من اشکامو پاک میکنم ... این گریه های اخره

عاشق شدن یه اشتباهه ... واسه دلی که زود باوره

دوره عاشقی خط می کشم ... این اشتباه آخره

یه جوری آتیشم زدی ... با هیچی خاموش نمیشم

توام خودتو خسته نکن ... من دیگه عاشق نمیشم

هر کاری که کردی با من ... خدا میاره یه روز سرت

نیاز به نفرین من که نیست ... دعای من پشت سرت

سوختمو خاکسترمو ... دیگه داره باد می بره

من دیگه عاشق نمیشم ... این سوختنای آخره




طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر،
[ 1391/04/4 ] [ 08:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

اگه اون که کنارته ، تو رو بیشتر از من می خواد

اگه با همون راحتی ، اگه باهات راه میاد

اگه روزگار بد ، تو رو ازم گرفته

اگه خاطرات خوبمون ، از خاطرم نرفته

خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی

حتی از خاطره هامون جدا شی

خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی

حتی از خاطره هامون جدا شی

از همون روزای اول میدونستم نمی مونی

میدونستم نمیتونی عشقو تو چشام بخونی

از همون روزای اول دل تو با دیگری بود

کاش همیشه پات بمونه اون که عشق بهتری بود

خوشبختیت آرزومه ، حتی با من نباشی

حتی از خاطره هامون جدا شی




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/04/1 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

از این متن خوشم اومد

دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند.
پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند.
سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست در حالی که آنها فوق العاده اند.
آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا رود و...

 




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/03/30 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

با عرض معذرت

 

 

با عرض معذرت می خوام نامه هاتو پاره كنم


كه از دلم بیرون بری قلبتو آواره كنم


با ارز معذرت می خوام یه حرفی به تو بزنم


فكر نكنی دارم نصیحت می كنم یا حرف بی خود می زنم


می خوام بگم من اومدم كه عشقمو پس بگیرم


این بهتره تا كنج غربت بمیرم


یادت میاد خواستی به من نفرت و ثابت بكنی


بی خبر از اینكه داری قلبم و عاشق می كنی


اما دیگه تموم شده هر چی كه بوده بین ما


شاهد چشمای ترم كی بوده جز خود خدا


با عرض معذرت می خوام بگم سراغ من نیا


حتی منو صدا نكن دیگه نپرس چرا چرا؟


برو برو كه قلب من برای تو یه ذره هم جا نداره


میخوام فراموشت كنم این دیگه اما نداره


تا كی باید كنار تو یه جوری زانو بزنم


كه فكر كنی غلامتم لایق این جور بودنم


تا كی باید غرورم و پیش دل تو بشكنم


به پای اطوار و ادات از همه چی دل بكنم


دیشب به خواب من اومد یه لحظه از جداییمون


با عرض معذرت می خوام خوابم و تعبیر بكنم



طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/03/27 ] [ 15:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]
چـِ ـقَــدر سَـ ـخــتــ اســتــ . .

× وَقــتـ ـی

× تـَـنـ ـهــا دِلــخــوشـ ـی ِ زنــدگـ ـیــتــــ

× بــَ ـرای تـ ـو خـ ـیــالــی بــاشــ َــد(!)

× و بـَ ـرای دیــگـ ـری

× بـ ـازیــچـ ـه ای کـ ــه قـَ ـدر و قــِیــ ـمَــتـ َــش را نـِ ـمــ ـیــدانــَد.



روزهایی که می دیدمت

نفسم می گرفت

حالا که نیستی

دلم می گیرد

برگرد...

تحمل اولی آسانتر است!
-------


کاش

بعد از میم ِ آخر ِ اولین دوستت دارم

دنیا تمام می شد...


طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/03/25 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

انتظار

 

قلم امشب بنویس از دل دلدار به یار

 شاید امشب برسد آه دل زار به یار

همه ایام به یاد غم آن یار گذشت

غم ایام مرا بر دل آن یار نگار

قلم امشب بنویس اشک دو چشمان مرا

شاید از اشک من آن یار بیاید به دیار

این دیار دل من بی رخ سبزش خشکید

باز امشب خبری از رخ آن یار بیار

قلم امشب تو بگو سوز مرا ، ساز مرا

بس که این ساز بگفت سوز مرا شد بی تار

گفتی آدینه ای آیی سوی دلدار ولی

کاش آدینه بیاید که بیایی به قرار

گر که آدینه رسید و عجلم بار نداد

گر که ناکام شدم از رخ سبز و دل یار

چشم من باز گذار و سوی چشمم ره یار

تا که آن یار بداند که بدم در انتظار .. . .




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/03/22 ] [ 15:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

آبجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن
آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد
آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟
آبجی بزرگه گفت: م م م راست
آبجی کوچیکه گفت: درسته، درسته، آرزوت برآورده میشه، هورا
... ...
بعد دستشو دراز کرد و از زیر چشم چپ آبجی مژه رو برداشت!
آبجی بزرگه گفت: تو که از زیر چشم چپ ورداشتی که
آبجی کوچیکه چپ و راست رو مرور کرد و گفت : خوب اشکال نداره
دستشو دراز کرد و یه مژه دیگه از زیر چشم راست آبجی برداشت
دیدی؟ آرزوت می خواد برآورده شه، دیدی؟ حالا چی آرزو کردی
آبجی بزرگه گفت: آرزو کردم دیگه مژه هام نریزه
بعد سه تایی زدن زیر خنده
آبجی کوچیکه، آبجی بزرگه و پرستار بخش شیمی درمانی




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/03/20 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

بدون تــ ـ ــــو هیـ ـ ـ چم یه خالیـ ــ ــ ه تو هـ ــ ـــ م
تصویریـــ مخـ ـ ــدوشــ ــ ـم از پازلــ ـی مـــ ـبهـــ م
یه اشـــ ـــ ــــ ـــ ـك بی بغض و یه  ابر بی بـ ــــارون
یه درد بی درمون یه زخم بی مرحم



بدون تو هیــ ـــ ـــچم یه ســ ایه تو سـ ــــــ ایه
تو خـــــ ــــ ـونه ی وحشت بدون همـــــسایه
یه پیچـــ ـــــ ــك رو دیواربه هیچی می پیــچم
بدون تو هیچــــ ـــــ ــم بدون تو هـــ ـ ــیچم



بدون تو هیــــــ ــــ ــــــ ــــچم اوجــ ی سرازیرم
یه رفت و برگشتـ ــــ ـــ  فقـــ ــط عقبـــــ مــــیرم
یه شـــ ـــعر بی شاعر یه عـــ شق بی معشوق
یه كوه بیــــــ ـــ قلــ ـ ـه یه دشت بی ش ـــیرم



بدون تو هیـــــــــچم یه تانگوی مفرد
یه جاده بی مقصــــــــــــتد یه پوچی ممتد
سرابی تو در تو، پـــــــــــــــــــــــــــــــست ته پیچم
بدون تو هیچم بدون تو هیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتتچم


بدون تو هیچم یه دردِ تو دردم
تو كوچه ای تاریك تنهاترین مردم
قراری كنسل و یه كافه ی تعطیل
یه سیگار خیس و یه قهوه ی سردم...



بدون تو هیچم ، یه خالی سرشار
یه تیزی روی رگ تو روزهای شب وار
اتاقی درهم و چند كاغذ پاره
یه تقویم سوخته یه ساعتِ بیكار

 




طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر،
[ 1391/03/15 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

من بی تو هیچم ،‌تو باور نكن

خیسم ز گریه، تنهاترم نكن


عاشق نبودم تا با تو سر كنم، آتش نبودم، خاكسترم نكن

اگه عاشقت نبودم،‌اگه بی تو زنده بودم

تو بمون كه بی تو غصه می خورم

اگه دل به تو نبستم،‌اگه این منم كه هستم

ولی از هوای گریه ات پرم

اگه شكوه دارم از تو

اگه بی قرارم از تو

تو بمون كه آشیانه ام تویی

به هوایت ای ستاره، به تو می رسم دوباره

اگه عاشقم ، بهانه ام تویی

دل كنده بودم از همزبونیت

پنهون نكردی از من نشونیت

من پا كشیدم از عهد بسته ام، تو پافشردی بر مهربونیت

اگه همزبون نبودم، اگه مهربون نبودم

چه كنم این دل شكسته رو

اگه سرد و مرده بودم، اگه پر نمی گشودم

به تو بستم این دو بال خسته رو




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/03/10 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.

 

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.


از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.

 

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است.

 

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است.

 

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد.

 

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.

 

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.

 

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.

 

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد.

 

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.

 

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد.


از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود.

 

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد.

 

از خود عشق پرسیدم عشق چیست؟ گفت فقط یک نگاه





طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر،
[ 1391/03/5 ] [ 14:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه!
اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره!
اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه!
اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست!
اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود!
اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار!
اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره!
اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه !
اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه !
اگه............چکار کنه بمیره خوبه؟




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/02/25 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

دنیای مجازی چیست؟

روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.

مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.

فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه

نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:

 

عمو... میشه کمی پول به من بدی؟ فقط اونقدری که بتونم نون بخرم

 

نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست...

باشه برات می خرم.

 

صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.

عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟

 

آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.

 

باشه، ولی اجازه بده بعد به کارم برسم، من خیلی گرفتارم. خُب؟

غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم.

 گارسون پرسید که اگر او مزاحم است، بیرونش کند.

وجدانم مرا منع می کرد. گفتم نه مشکلی نیست

 بذار بمونه. برایش نان و یک غذای خوش مزه بیارید.

آنوقت پسرک روبروی من نشست.

عمو ... چیکار می کنی؟

ایمیل هام رو می خونم.

ایمیل چیه؟

پیام های الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن.

متوجه شدم که چیزی نفهمیده. برای اینکه دوباره سئوالی نپرسد گفتم:

اون فقط یک نامه است که با اینترنت فرستاده شده

عمو ... تو اینترنت داری؟

بله در دنیای امروز خیلی ضروریه

اینترنت چیه عمو؟

اینترنت جائیه که با کامپیوترمیشه خیلی چیزها رو دید و شنید. اخبار، موسیقی، ملاقات با مردم، خواندن و نوشتن، رویاها، کار و یادگیری. همه این ها وجود دارن ولی در یک دنیای مجازی.

مجازی یعنی چی عمو؟

تصمیم گرفتم جوابی ساده و خالی از ابهام بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم.

دنیای مجازی جائیه که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که دوست داریم اونجا هست. رویاهامون رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رو اونطوری که دوست داریم عوض کردیم.

چه عالی. دوستش دارم.

کوچولو فهمیدی مجازی چیه؟

آره عمو. من توی همین دنیای مجازی زندگی می کنم!!!

مگه تو کامپیوتر داری؟

نه ولی دنیای منم مثل اونه ... مجازی. مادرم تمام روز از خونه بیرونه. دیر برمی گرده و اغلب اونو نمی بینیم.

وقتی برادر کوچیکم از گرسنگی گریه می کنه، با هم آب رو به جای سوپ می خوریم. خواهر بزرگترم هر روز میره بیرون. میگن تن فروشی میکنه اما من نمی فهمم چون وقتی برمی گرده می بینم که هنوز هم بدن داره.

و من همیشه پیش خودم همة خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم. یه عالمه غذا، یه عالمه اسباب بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتر بزرگی بشم.  

پدرم سالهاست که زندانه

مگه مجازی همین نیست عمو؟

قبل از آنکه اشکهایم روی صفحه کلید بچکد، نوت بوکم را بستم.

صبر کردم تا بچه غذایش را که حریصانه می بلعید، تمام کند. پول غذا را پرداختم. من آن روز یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم را همراه با این جمله پاداش گرفتم:

ممنونم عمو، تو معلم خوبی هستی.

آنجا، در آن لحظه، من بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم.

ما هر روز را در حالی سپری می کنیم که از درک محاصره شدن وقایع بی رحم زندگی توسط حقیقت ها، عاجزیم.




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/02/20 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

بخاطر وجود کلمات زشت در این داستان پیشاپیش از حضور شما معذرت خواهی میکنیم(!)



کار از کار گذشته بود ...
سمیه وسط کلاس مدنی ۳ بدون اختیار گوزیده بود.
از اول کلاس تو دلش بادی جمع شده بود و نمی دونست چطور باید خالیش کنه.
اما حالا خالی شده بود ...
عده ای تو بهت مطلق بودن و عده ای از خنده، روی زمین کلاس ولو شده بودن!
سمیه با صورتی که مثل لبو شده بود، ناخن هاش رو به دسته چوبی صندلی فشار می داد ...
دلش می خواست زمین دهن باز کنه و درسته ببلعتش ...
استاد نمی دونست چی بگه. از طرفی می خواست توضیح بده که این یه امر طبیعی هستش و ممکنه برای هر کسی پیش بیاد و از طرفی تصور می کرد شاید با زدن این حرف سمیه بیشتر کوچیک بشه.
کلاس تقریباً داشت ساکت می شد که یکی از پسر ها با زیرکی خاصی گفت : انصافاً ناز نفست ...!!!
کلاس دوباره منفجر شد ...!
اینبار همه می خندیدن!
استاد از کلاس بیرون رفت ؛ نمی تونست فضای اون کلاس رو تحمل کنه ...
سمیه بغضش ترکید و سرشو گذاشت روی دسته صندلی و شروع کرد گریه کردن ...
توان بیرون رفتن از کلاس رو هم نداشت ...
حتا دوستای صمیمی سمیه هم نمی تونستن بهش دلداری بدن چون اونها هم کنترل خودشون رو از دست داده بودن و می خندیدن ...
آخه صدای گوز سمیه صدای بدی داشت؛ هم بلند بود و هم صدای اعتراض داشت ...!!!
ناگهان صدای عرفان همه رو ساکت کرد ...
عرفان از جاش بلند شد.
از همه بچه ها خواست که با دقت بهش نگاه کنن ...
حتا سمیه هم سرش رو بلند کرد و به عرفان خیره شد.
عرفان دستهاش رو به صندلی فشار داد و شروع کرد زور زدن!!!
دندونای بالاش رو به لب پایین فشار می داد ...!
چند لحظه ای نگذشت که عرفان با صدای بلند گوزید و بعد رفت جلوی تخته و شروع کرد بندری رقصیدن ...!
حالا همه چیز عوض شده بود ...
کسی دیگه به سمیه نمی خندید.
همه بچه های کلاس به عرفان می خندیدند.
سمیه هم همراه بچه ها می خندید، اما نه به اداهای عرفان ...!
دلیل خنده سمیه این بود که آغاز عاشق شدنش با یه گوز بوده ... فقط با یه گوز ...!




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/02/15 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

روانشناسی انگشتان دست:



آیا تا به حال به‌طور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه كرده‌اید؟ آیا تا به حال فكر كرده‌اید به كدام یك علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه كنید؛ همان انگشتی كه دوستش دارید، به سمت موفقیت اشاره می‌كند! این تست شخصیت‌شناسی شما را شگفت‌زده خواهد كرد وقتی با انتخاب یكی از انگشت‌ها، شخصیت خودتان را بشناسید. پس از مطالعه شخصیت خود، شما می‌توانید در ادامه متن، راهكارهایی برای رسیدن به موفقیت در روزهای پیش‌رو را بخوانید.

انگشت شست

این انگشت نماد مسائل مادی و ثروت است و كسانی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، اقتصاد‌دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند. توصیه كارشناس ما برای گروهی كه انگشت شست خود را دوست دارند، این است كه به مسائلی مثل طلا و دلار كه ذهن عموم را اشغال كرده است توجهی نكنند. شما می‌توانید به ایده‌ای تازه فكر كنید؛ درست مثل عكاسی كه دور ایستاده است و از تجمع هزاران عكاس در اطراف یك تیم ورزشی عكسی برای بردن تمام جوایز عكاسی برمی‌دارد!

انگشت اشاره

این انگشت نماد كار است و اشخاصی كه به این انگشت اهمیت بیشتری می‌دهند، انسان‌های كاری‌ای هستند و به‌طور كلی وجدان كاری‌ خوب و موفقیت زیادی در كارهای‌شان دارند. كارشناس ما به این گروه از افراد توصیه می‌كند چند هفته‌ای روی این موضوع مهم تمركز كنند: آیا ما درست در جای خودمان قرار گرفته‌ایم؟! پاسخ به این پرسش البته به شرطی كه صادقانه باشد! رمز موفقیت تمام مردم جهان است!


انگشت وسط

این انگشت میزان اهمیت به‌خود فرد را نشان می‌دهد؛ افرادی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، در مورد همه چیز اول به‌خود اهمیت داده و تا‌حدودی خود‌پرست و خود‌خواه هستند! افراد این گروه معمولا افراد موفقی هستند. در واقع نكته مهم این است كه این افراد حتی اگر در نگاه عموم چهره‌ای موفق نباشند اما در ذهن خودشان هستند و این رضایت از خود به نوعی بزرگ‌ترین موفقیت است؛ موفق باشید.


انگشت انگشتری

این انگشت نماد محبت و عشق است و كسانی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، انسان‌هایی احساساتی و عاطفی هستند و همواره به‌دنبال محبت و خوشحال كردن دیگران هستند. توصیه كارشناس ما برای این گروه از افراد این است كه واقع‌بین باشند. شما از محبت كردن به دیگران لذت می‌برید، این الزاما دلیلی برای مهربان بودن دیگران با شما نیست. شما بارها از این رفتار دیگران دل‌تان شكسته است اما باید به جای غصه خوردن خودتان را خوشبخت احساس كنید كه در این دنیا هنوز می‌توانید با آدم‌ها مهربان باشید!


انگشت کوچک

این انگشت نماد خانواده و فرزند است و كسانی كه به این انگشت علاقه‌مندند، افرادی هستند كه به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترك و به‌طور كلی روابط بین افراد اهمیت می‌دهند.
این گروه از افراد آدم‌هایی خلاق اما بسیار بی‌اراده هستند. مشكل این افراد نداشتن قدرت ریسك در زندگی است. توصیه كارشناس ما به این گروه از افراد یك‌بار برای همیشه پا را درون آب گذاشتن است! بگذارید ترس‌تان بریزید؛ شما آنقدر خلاق هستید كه از ترس جان‌تان شنا كردن را به سرعت بیاموزید.





طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/02/10 ] [ 08:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

فلسفه و فواید تسبیحات حضرت زهرا(س)


تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره می‌گیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بوده‌اند.

 

بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمان‌های دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.

 

هدیه‌ای آسمانی از جانب پدر

 

هنگامی که فاطمه(س) از سختی کارهای خانه در زحمت بود،‌امیر‌مؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد.

 

وقتی پیامبر(ص) از خواسته‌آنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، می‌خواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزش‌مند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که می‌خواهی و از دنیا و هرچه در آن است،‌بهتر است

 

در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه(س) عطا شد، فرمود:‌« از خدا و رسول راضی شدم

 

امام باقر(ع) درباره تسبیح حضرت زهرا می‌فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء می‌کرد».

 

تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حق‌تعالی است!!

 

معنای تسبیح حضرت زهرا(س)

 

الله اکبر

 

انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف می‌کند و به ناتوانی‌اش به درگاه الهی بارها اقرار می‌کند.

 

جمیع بن عمیر می‌گوید: در محضر امام‌صادق(ع) بودم. حضرت از من پرسید: «جمله «الله اکبر» یعنی چه؟‌گفتم:‌یعنی خدا از همه چیز بزرگ‌تر است. حضرت فرمود:‌ مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نموده‌ای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست؟‌حضرت پاسخ داد:‌معنایش این است؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگ‌تر از آن است که توصیف گردد

 

الحمدلله

 

پس از آن‌که انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمد لله» که از افضل اذکار تسبیح است،‌وارد مرحله بعدی می‌شود.

 

حضرت امام‌خمینی در باب حمد می‌فرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امام‌صادق(ع) فرمود:‌شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،‌این است که حمد خدای عزوجل کنی».

 

سبحان الله

 

شخصی از حضرت علی(ع) پرسید:‌ »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان می‌پندارند، است و زمانی‌که بنده این کلمه را می‌گوید، همه فرشتگان بر او درود می‌فرستند».



ادامه مطلب

طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر،
[ 1391/02/5 ] [ 06:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

آقایان دقت كنید،مفاهیم كلمات خانمها

خبٌ: این کلمه ‏ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه‏ هایی استفاده می‌‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما باید خفه‏ بشوید.

پنج دقیقه: اگر مشغول لباس ‏پوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه
دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیش‏‌تر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.

هیچٌی: این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوش‏ به ‏زنگ باشید. بحث‏هایی که با هیچی شروع می‌‏شوند، غالباً با خبٌ تمام می‌‏شوند. ‏

بفرمایید: این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. «اگه جرئت داری» در آن مستتر است.

آه بلند: این در حقیقت یک کلمه محسوب می‌‏شود که معمولاً درست فهمیده نمی‌‏شود. آه بلند یعنی او فکر می‌‏کند شما یک احمق به ‏دردنخور هستید و او نمی‌‏داند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف می‌‏کند.

اشکال نداره: این یکی از خطرناک ‏‌ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانی‏ تری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباه‏تان را پس بدهید. ‏

ممنون: از شما تشکر می‌‏کند. فقط بگویید خواهش می‌‏کنم. هیچ حرف اضافه ‏ای نزنید. خیلی ممنون می‌‏تواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد.

اصلاً هرچی: این ترکیب برای گفتن به حساب می‌رسم! یا مرده ‏شورت رو ببرن استفاده می‌‏شود.

نه : نگران‏ش نباش عزیزم، خودم انجام می‌‏دم: یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آن‏که این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالت‏ی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/01/30 ] [ 14:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

یه روزی

میگن یه روز یه روزگاری دو تا عاشق بودن که همیشه قرارشون زیر درخت بهاری بود که هیچ وقت خزون نداشت ... هیچ وقت نمیشد گفت یکشون عاشقه و اون یکی معشوق همیشه یکی بودن و میخواستن یکی باشن ... گذر زمانه دست نامردما بینشون کدروتی پیش میاره که این دوتا رو از هم جدا میکنه یکی تو همون سرزمینی که بود یکی هم تو سرزمینی که خواستن نامردما ... هیچ وقت شادیشونو کسی ندید و از اون درخت همیشه بهار یه خاطره بیشتر نموند ...گذشت و خبر به اون دورافتاده رسید که عشقت مرد و جز وصیت نامه چیزی برات نزاشته ... شکسته و خسته میره سر قبر یارش و می بینه روی روی سنگ قبر نوشته من اینجا نخوابیده ام تا زمانی که یارم بیاید و آرام بگیرم ... شروع به گریه میکنه و وصیت نامه رو باز میکنه و آروم شروع میکنه به خوندن ... گریه ات را نمیخواهم ، شکستنت رو نمیخواهم ، تنهایی ات را نمیخوام ، میدانم دستم از دستان گرمت جدا شد ولی یادم با توست حتی اگر هیچ وقت قسمت دیدارت نباشد ... سرش رو روی سنگ قبر میزاره و آرام گریه میکنه ... آرام آرام یک جوانه از زیر برگهای زردی که از درخت همیشه بهار مونده شروع به بزرگ شدن میکنه و مثل اینکه بخواد صورت اونو نوازش بده و میره تا یه سایه سار برای اون درست کنه ... میگذره زمان و اونجا دوتا سنگ قبر کنار هم قرار میگیره که روی سنگ قبر دومی نوشته شده بخواب نازنینم ... آرام بگیر ... حالا نمیه ی قلبت در کنارت به ابدیت پیوست.





طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر،
[ 1391/01/20 ] [ 06:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

و خواستم بار دیگر زمزمه ی غریب و مبهم زندگیم را صبورانه بسورایم

                     قلب گفت قلم نوشت و کاغذ ثبت کرد

و دل اسوده شد از بار سنگین این همه چیز های نگفته نگاشتم به یاد

                    او که نیامده رفت و واژه هایی را روی کاغذ

ریختم چه فرقی میکند اسمان ابی باشد یا خاکستری بالاخره باید گفت

                   از تمام اشک هایی که از سر ناچاری معصومانه

روانه شدند از تمام انهایی که امدند و رفتند و بی وفایی تعارف کردندامروز 

                  خواهم گفت برای چشم هایی که منتظر ماندند و

اولین چکه ی باران احساسم را روی خطوط شکیبایی این برگ سفید میریزم




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1391/01/10 ] [ 06:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

 

(بهترین متن ها برای کارت تبریک عید نوروز)

متن بسیار زیبا و مودبانه برای کارت تبریک عید نوروز

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید

عید شما مبارک


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

متن زیبا ودوستانه

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم
.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
.
سال نو مبارک
.
نوروز یک هزاروسیصدوهشتادوهشت


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

متن زیبا و دوستانه


درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


متن زیبا و دوستانه


جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


متن دوستانه و زیبا

نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



بقیه در ادامه مطلب.....



ادامه مطلب

طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر، پیامک،
[ 1390/12/25 ] [ 08:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]

اگر دریای دل آبی است

                        تویی فانوس زیبایش

                                                    اگر ایینه یک دنیاست

                                                                            تویی معنای دنیایش

تو یعنی دسته ای گل را

                            ز ان سوی افق چیدن

                                                  تو یعنی پاکی باران

                                                                           تو یعنی لذت دیدن

تو یعنی یک شقایق را

                                به یک پروانه بخشیدن

                                            تو یعنی از سحر تا شب

                                                                            به زیبایی درخشیدن

 تو یعنی یک کبوتر را

                                  ز تنهایی رها کردن

                                                        خدای اسمونهارو به ارومی صدا کردن

تو یعنی نیلوفر همیشه مهربان بودن

                                           تو یعنی باغی از مریم تو یعنی کهکشان بودن

تو یعنی چیزی از احساس

                                    تو یعنی پیک ازادی برای روح زندانی

                                                                   تو یعنی دسته ای گل را

به دست اطلسی دادن

                                  تو یعنی در زمستانها به فکر پونه افتادن

                                 تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن

                                   تو یعنی یک لطف به روی غنچه خندیدن

تو یعنی روح زیبایی

                               کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می ایی

اگر هرگز نمیخوابند

                      دو چشم سرخ و نمناکم

                                              اگر در فکر چشمانت

                                                                    شکست قلب غمناکم

ولی یادم نخواهد رفت

                                 که یاد تو هنوز اینجاست

                                            میان سایه روشن ها دل شیدای من تنهاست

                                              نباید زود میرفتی واز دل کوچ میکردی

افقها منتظر ماندند

                           که از این راه برگردی

اگر یک اسمون دل

                        به قصد عشق به تو دادم

                                               میان عشق و زیبایی

                                                                      تو را من دوست میدارم.




طبقه بندی: متون زیبا، تصاویر،
[ 1390/12/20 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]


 گناه کردم

گناهی پر ز لذت

در اغوشی

             که گرم و اتشین بود

                                       گنه کردم میان بازوانی

که داغ و کینه جوی و اهنین بود

                         در ان خلوتگه تاریک و خاموش نگه کردم به چشم پر ز زارش

دلم در سینه بی تابانه لرزید

                       ز خواهش های چشم پر نیازش

                                                       در ان خلوتگه تاریک وخاموش

پریشان در کنار او نشتم

                         لبش بر لبهایم هوس ریخت

                                                                ز اندوه دل دیوانه رستم

فرو خوردم به گوشش قصه عشق

                                 ترا میخواهم ای جانانه ی من

                                                         ترا میخواهم ای اغوش جان بخش

ترا ای عاشق دیوانه ی من

                                          هوس در دیدگانش شعله افروخت

شراب سرخ در پیمانه رقصید

                     تن و من در میان بستری گرم

                                                     بروی سینه اش مستانه لرزید

گنه کردم گناهی پر ز لذت

                                        کنار پیکری لرزان و مدهوش

خداوندا چه میدانی چه کردم

                                    در ان خلوتگه تاریک و مدهوش

                                                                                         فروغ فرخزاد




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1390/12/15 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]


دریا شده است خواهر و من هم برادرش

شاعر تر از همیشه نشستم برابرش

              خواهر سلام!با غزلی نیمه امدم

تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش

              میخواهم اعتراف کنم هر غزل که ما

با هم سروده ایم جهان کرده از برش

              خواهر!زمان زمان برادر کشی است باز

شاید به گوش ها نرسد بیت اخرش

              با خود ببر مرا که نپوسددر این سکون

شعری که ذوست داشتی از خود رها ترش

               دریا سکوت کرده بود و من حرف میزدم

حس میکنم که راه نبردم به باورش

                 دریا!منم!هم او که به تعداد موج هات 

با هر غروب خورده به این صخره ها سرش

                  هم او که دل زده ست به اعماق و کوسه ها

 خون میخورند از رگ در خون شناورش

                   خواهر برادر تو کم از ماهیان نیست

خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

                 دریا سکوت کرده و من بغض کرده ام

بغض برادرانه ای از قهر خواهرش




طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1390/12/13 ] [ 15:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]



این مثنوی حدیث پریشانی من است بشنو که سوگنامه ی ویرانی من است

امشب نه اینکه شام غریبان گرفته اند بلکه به یومن امدنت جان گرفته ام

گفتی غزل بگوغزلم شور و حال من است  بعد از تو حسن شعر فنا کرد خیال مرا

گفتم مرو که تیره شود زندگانیم با رفتنت به خاک سیه میکشانیم

گفتی زمین مجال رسیدن نمیدهد جز چشم باز معرفت دیدن نمیدهد

وقتی نقاب محور یک رنگ بودن است معیار مهر ورزیدن سنگ بودن است

دیگر چه جای دل خوشی و عشق بازی است اصلا کدام احمق از این عشق راضی است

این عشق نیست فاصله ی قرن اهن است من بودنی که عاقبتش نیست بودن است

حالا به حرف های غریبت رسیده ام فهمیده ام که خوب تو را بد شناخته ام

حق با تو بود از غم غربت شکسته ام بگذار صادقانه بگویم که خسته ام

بیزارم از تمام رفیقان نا رفیق اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق

من را به ابتذال کشانده اند روح مرا به مسند پوچی نشانده اند

تا این برادران ریا کار زنده اند این گرگ سیرتان جفا کار زنده اند

یعقوب درد میکشد و کور میشود یوسف همیشه وصله ی ناجور میشود

اینجا نقاب شیر به کفتار میزنند منصور را هر ایینه بر دار میزنند

اینجا کسی برای کسی کس نمیشود حتی عقاب در خور کرکس نمیشود

جایی که سهم مرد به جز تازیانه نیست حق با تو بود ماندن عاقلانه نیست

ما میرویم چون دلمان جای دیگر است ما میرویم هر که بماند مخیر است

ما میرویم گر چه ز الطاف دوستان بر جایجای پیکرمان زخم خنجر است

دل خوش نمیکنیم به عثمان و مذهبش در دین ما ملاک مسلمان ابوذر است





طبقه بندی: متون زیبا،
[ 1390/12/10 ] [ 07:00 ] [ Morteza _ ghalb e shishei ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


«به نام یگانه لایق پرستش»

سلام دوستان گلم

مَـــن.؟.!.!
چــــِه دوحرفــــیِ وَسوَســـــه انگیزیســـتـــــ.....
این من!
نَه زیبایَمــــ ...
، نَه مِهـرَبانَمــــــــــ....
نَه عـاشِـــــــــق و نــَـه مُحــــتاجِ نِگاهی...!
فَقَط بَرایِ خُودم هَستَمـــــ...خُودِ خُودَمــــ ! مالِ خُودَمــــ !.!.!
صَبورمـــ و عَجـــول!!
سـَــرگَردان...
قـانـــِـع....
با یــِـک پیچیدِگی ساده و مِقــــداری بـــی حوصـــِلِگی زیاد!!!


اینجــا همــه خوبنــد ، خیالت راحت . من مانــده ام و چهار هم صحبت ؛ این گوشــه نشستــه ایم و دلتنگ تــوئیم
من .. عشق .. خـــدا .. عقربــه های ساعت...!

امیدواریم که لحظات خوبی رو توی این وب سپری کنید.

منتظر یادگاری های شما در قسمت نظرات هستم.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
PageRank



سخن بزرگان


اس ام اس